گزینه های دودویی آموزش

نمودار های شمعی

همانطور که در نماد ونيکی مشاهده می کنيد کندل چکش در یک محدوده حمایتی تشکيل شده و قيمت تغيير مسير داده و شروع به رشد کرده است.

الگو های شمعی ژاپنی

کتاب الگوهای شمعی ژاپنی تالیف استیونیسون و با ترجمه کامیار فراهانی و رضا قاسمیان لنگرودی از انتشارات چالش به چاپ رسیده است.

روش تکنیکال، تنها روشی است که قادر به تشخیص و اندازه گیری هیجانات آمیخته در بازار است. نام گذاری‌ ها در نمودار ‌های شمعی ژاپنی نیز به وضوح از این مطلب پیروی می کنند. این نام‌ ها با ترفند ‌های گوناگون در تلاشند تا وضعیت هیجانی حاکم بر بازار را در هنگام وقوع این الگو‌ ها، بهتر تشریح کنند. بعد از شنیدن عبارت «دار آویز» یا «ابر سیاه» آیا امکان دارد که فکر کنید بازار از نظر هیجانی در موقعیت مناسبی قرار دارد؟ البته که نه! هر دوی این الگو‌ ها، الگو ‌هایی کاهشی هستند و نامشان به وضوح مشخص می کند که بازار در وضعیت نا متعادلی قرار دارد.

البته اینکه وضعیت هیجانی بازار در زمان تشکیل این الگو‌ ها نا مساعد است، این احتمال را که بازار دوباره به آرامش برسد، رد نمی کند. نکته اینجاست که در هنگام تشکیل الگوی ابر سیاه، خرید‌ ها باید در وضعیت تدافعی قرار گیرند، یا حداقل بر اساس جهت کلی روند یا سایر فاکتور‌ ها تصمیم‌ گیری شود و فروش ‌های جدید می توانند آغاز شوند.

فهرست مطالب کتاب الگوهای شمعی ژاپنی استیونیسون:

۱- مقدمه
۲- پیشینه تاریخی

بخش اول: مفاهیم پایه

۳- ساختار نمودارهای شمعی
۴- الگوهای بازگشتی
۵- ستاره‌ها
۶- سایر الگوهای برگشتی
۷- الگوهای ادامه دهنده
۸- ستاره دوجی جادویی
۹- تمام ترکیب‌ها در کنار نمودار های شمعی هم

بخش دوم: قوانین استفاده همزمان از تکنیک‌ها

۱۰- الگوهای شمعی در کنار یکدیگر
۱۱- نمودارهای شمعی و خطوط روند
۱۲- الگوهای شمعی و سطوح اصلاحی فیبوناچی
۱۳- شمع‌های ژاپنی با میانگین‌های متحرک
۱۴- نمودار شمعی با اسیلاتورها (نوسان نماها)
۱۵- حجم معاملات با نمودار شمعی
۱۶- الگوهای شمعی و امواج الیوت
۱۷- دادوستد تامینی (هجینگ) بانمودار شمعی
۱۸- من چگونه از نمودار شمعی استفاده می‌کنم
جمع‌بندی
واژه‌نامه
واژگان نمودارهای شمعی و فرهنگ‌نامه تصویری

شمع های ژاپنی و الگوهای آن (کندل ها و پترن ها) – قسمت یک

در دروس ابتدایی به انواع نمودار اشاره شد که یکی از آنها نمودار شمع های ژاپنی بود در اینجا قصد داریم به بحث و بررسی این نمودار در بازار به پردازیم.

تاریخچه:

این نوع نمودار در حدودسال ١۶٠٠ ميلادی توسط برنج کاران ژاپنی برای پيش بينی قيمت برنج مورد استفاده قرار می گرفت .یک معامله گر معروف به نام “هوم ما” دریافت قيمت ها در بسياری از مواقع تحت تاثير احساسات معامله گران تغيير می کند از این رو در معاملات خود نمودار شمعی را مورد استفاده قرار می داد چرا که این نمودار به نحوی نشان دهنده احساسات بازار است. نمودارهای شمعی در سال 1٩٩٠ مورد توجه آقای استيو نيسون قرار گرفت و توسط ایشان به غرب معرفی گردید.

در نمودار خطی تفاوتی در مناطق مختلف نمودار را شاهد نيستيم چرا که فقط قيمت بسته شدن در این نمودار مطرح است و در نمودار ميله ای که قيمت های متفاوت ازجمله بازو بسته شدن قيمت در بازه زمانی مورد نظر نشان داده ميشود تشخيص این اطلاعات به راحتی نيست .اما در نمودار شمعی گویی این اطلاعات بصورت برجسته از نمودار جدا شده و نمودار های شمعی در ذهن معامله گر نقش می بندد.

ساختار یک کندل

انواع الگوهای شمعی:

الگوهای شمعی به دو دسته ادامه دهنده و برگشتی تقسيم می شوند که در کنار سایر ابزارها به کمک معامله گران آمده و درک درستی از احساسات بازار را در منطقه مورد نظر برای وی منعکس می کند.

کندلهای برگشتی

دوجی:

قيمت باز و بسته شدن در یک محدوده قرار دارد. این کندل فاقد بدنه بوده و نشان از برابری قدرت خریدار و فروشنده و یا به عبارتی دیگر بلاتکليفی وسردرگمی بازار را نشان نمودار های شمعی مي‌دهد. از انواع آن می توان به دوجی فرفره دوجی سنگ قبر دوجی سنجاقک اشاره کرد.

چکش

این کندل در انتهای یک روند و یا حرکت نزولی شکل ميگيرد در این کندل سایه حداقل دو برابر بدنه است و کندل فاقد سایه بالایی(ویا سایه بالایی بسيارکوچک)است که نشان از تجمع دستور خرید در محدوده سایه کندل نمودار های شمعی دارد و با حمله خریدران در این بازه قيمت به محدوده باز شدن خود بر می گردد. بدنه در چکش ميتواند تو پر یا تو خالی باشد در واقع رنگ بدنه درچکش اهميتی ندارد. چکش نشان از محکم بودن سطح حمایتی دارد یعنی این سطح به قدری محک بوده که با چکش هم نشکسته است.

همانطور که در نماد ونيکی مشاهده می کنيد کندل چکش در یک محدوده حمایتی تشکيل شده و قيمت تغيير مسير داده و شروع به رشد کرده است.

آشنایی با نمودار های شمعی

نمودار های شمعی یا کندل استیک (Candlestick) برای اولین بار در قرن هفدهم میلادی توسط معامله گران برنج در ژاپن ابداع شد. این روش نموداری بعدا توسط استیو نیسون (Steve Nison) گردآوری و بازنگری شد و در دهه نود میلادی در قالب کتابی منتشر شد.

کندل های ژاپنی نشانگر چهار داده قیمتی هستند: بالاترین قیمت کندل، پایین ترین قیمت، قیمت باز شدن و قیمت بسته شدن. کندل های قیمتی یا صعودی هستند، یا نزولی و یا خنثی. اگر قیمت باز شدن کندل در زیر قیمت بسته شدن قرار داشته باشد، کندل قیمتی صعودی است. اگر قیمت باز شدن در بالای قیمت بسته شدن قرار داشته باشد، کندل قیمتی نزولی است. اگر قیمت باز شدن و بسته شدن یکسان باشد (یا فاصله ناچیزی از یکدیگر داشته باشند)، کندل قیمتی خنثی است، که نشانگر برابری قدرت خریداران و فروشندگان است.

نمودار های شمعی در بازار ارز خارجی کاربرد بسیار فراوانی دارند. به کمک کندل های قیمتی، به راحتی می توان فشار های خرید و فروش بازار را تشخیص داد. یک نگاه گذرا به کندل های قیمتی می تواند اطلاعات بسیار مفیدی از نمودار های شمعی قدرت خریداران و فروشندگان نشان دهد و به آسانی تعیین کند که بازار دست فروشندگان است یا خریداران. ویژگی های خاص این نوع نمودار به معامله گران کمک می کند تا از بازگشت روند و یا ادامه آن اطلاع یابند.

علاوه بر این، قیمت های باز و بسته شدن کندل ها در نمودار های بلند مدت (مثل روزانه یا هفتگی) معمولا به عنوان حمایت و مقاومت برای معاملات بین روزی استفاده می شود. قیمت باز و بسته شدن کندل های ژاپنی و اوج و کف های ایجاد شده توسط این کندل ها، برای ارزیابی شکست های بازار کاربرد دارند. طول کندل ها هم نشان گر رفتار بازار است. کندل های صعودی بلند، حکایت از اشتیاق بالای خریداران دارد. کندل های نزولی بلند هم نشان می دهد که فروشندگان دلیلی پیدا کرده اند تا ارز را به فروش برسانند. کندل های کوتاه هم نشانگر شک و تردید در بازار هستند. یعنی سرمایه گذاران در رابطه با روند بازار شک و تردید دارند. این عامل می تواند اولین نشانه ای از بازگشت بازار باشد.

دنباله های پایینی و بالایی کندل های ژاپنی نشانگر کف و اوج قیمتی هستند، که برای بررسی و مطالعه رفتار بازار استفاده می شوند. اگر دنباله نمودار های شمعی نمودار های شمعی بالایی کندلی بلند باشد، به این معنی است که خریداران قیمت را بالا برده اند، اما این فروشندگان بودند که در نهایت بازار را در دست گرفته اند و قیمت را پایین آورده اند. در مقابل، اگر دنباله پایینی کندل بلند باشد، به این معنی است که فروشندگان در پایین آوردن قیمت تمام سعی خود را کرده اند، اما سرانجام این خریداران بودند که بازار را در دست گرفته اند.

این الگو های کندلی برای معاملات بلند مدت و بین روزی بسیار مفید هستند. منظور از الگو های تک کندلی، الگوهایی هستند که تنها شامل یک کندل ژاپنی می شوند. این الگو ها می توانند نشانگر ادامه روند و یا برگشت روند باشند. الگو های دو کندلی هم برای تشخیص بازگشت یا ادامه روند مناسب هستند. تنها تفاوت الگوهای دوتایی در این است، که کندل اول برای تعیین بازگشت یا ادامه روند به کار می رود و کندل دوم، این سیگنال بازگشتی یا ادامه روند را تایید یا نقض می کند. یعنی با استفاده از کندل دوم تشخیص می دهیم که بازگشت یا ادامه روندی که کندل اول نشان داده، صحت دارد یا خیر. الگوهای چند کندلی کمی پیچیده تر هستند. الگو های چند کندلی معمولا شامل سه کندل قیمتی می شوند. از این الگو بیشتر در معاملات بلند مدت استفاده می شود. الگو های چند کندلی نسبت به سایر الگو ها کمتر در بازار مشاهده می شوند، اما از قطعیت بالایی برخوردارند.

بایستی گفت که نباید تنها بر اساس نمودار های شمعی الگو های کندلی اقدام به معامله کرد. بلکه بایستی از این الگو ها به عنوان ابزاری موثر در جهت درک رفتار بازار و افزایش احتمال موفقیت معاملات استفاده شود.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا